![]() |
![]() |
|
| شهر راین مرکز یکی از بخش های خوش آب و هوای کرمان است که در مسیر جاده کرمان - بم قرار دارد. |
|
مطالب ذیل به نقل از وبلاگ اورسال(سمارا سلامی)تقدیم می شود( با تشکر فراوان از ایشان در خصوص گرد آوری این مطالب) احمد مستوفي در گزارش جغرافيايي لوت زنگي احمد مي نويسد كه در راه راين به بم در دوره ساسانيان اهميت و اعتبار داشته و اين راه بعد از آبادي ابارق به راه فعلي كرمان به بم متصل مي شده است .در حقيقت تاريخچه فرهنگ و مدنيّت دراين منطقه ، همگام و همزمان با تاريخ مدنيّت در كرمان بوده و شانه به شانه تاريخ اين مرز و بوم دوران پرافت و خيزي را شاهد بوده است .راين در تاريخ كرمان به عنوان يك شهر با اهميت از نظر موقعيت جغرافيايي و آب و هوايي به ثبت رسيده است ، و در اكثر سفرنامه هاي ايراني و خارجي كه يادي از كرمان در آنها آمده ، نام راين نيز خودنمايي مي كند ، اما تا به امروز تاريخ منسجم و مدوني كه از گذشته هاي دور آن حكايت كند در دست نمي باشد .وجه تسميه راين :رائين - روين- رايين -رابن- و روبين و ...اسامي ايست كه در گذشته به راين اطلاق مي شده است ، و آنچنانكه از ظاهر كلمات بر مي آيد ، ريشه اين اسامي همه از يك خانواده مشتق شده است . درباره وجه تسميه و ريشه اصلي اين كلمه مي توان گفت از آنجايي كه راين از زمانهاي قديم بر سر راه كرمان به جيرفت و بندر عباس قرار داشته ، به آن« راه اين » به معناي محلي كه ازآن طريق مسافران به جيرفت و بندر عباس مي رسند گفته مي شده ، به زبان ديگر راين را ميتوان تقاطع مهمي بين اين شهرها به حساب آورد ، كه به تدريج و به مرور زمان به « راين» تبديل گرديده است . راين در بعضي از كتب تاريخي بنام « رائيان» نيز آمده است كه « رائيان» در لغت به معني از راه رسيده ،آنهايي كه راه مي آيند - تعبير شده است ، در قاموس فرهنگ محلي كرمان ((رائيان)) به كساني گفته مي شده كه بار ميوه و امثال آن را بر چهار پا نهاده و از اطراف به كرمان مي آوردند كه امروزه به آنها « رائيها» گفته مي شود ( سلجوقيان و غز در كرمان ص 343 )« رائي» به معني بيننده هم بكار ميرود و عرب در وصف خوش آب و هوايي راين مي گويند : « ما واي رائيك مثل الراين... » (ص343) . راين همچنين در سفرنامه اصطخري بالفظ« رائين» و« روئين» آمده است .پيشينه راين به گواهي اسناد و كتب تاريخي :قلعه راين يكي از مهمترين آثاري است كه مي تواند گواهي بر تاريخ طولاني و متجاوز از هزار ساله اين خطه باشد و سند موجوديت راين قبل از اسلام را مهر تأييد بزند اين قلعه مدرك گويايي است كه قدمت و سابقه اين ديار را به دوره ساسانيان مي رساند و همانند راوي و قصه گويي پير و سالخورده كه ناملايمات و طوفان حوادث كمرش را خمانده و خطوط رخسارش را افزون نموده است ، از حكايات و داستانهاي تلخ و شيرين كه عمري با آنها قرين و دمساز بوده با ما سخن مي گويد .قلعه اي با مساحت حدود 40 هزار متر مربع كه بعد از ارگ بم دومين بناي خشتي در استان كرمان محسوب مي گردد . اين قلعه در حدود 15 قرن پيش ساخته شده است و ساخت و احداث چنين قلعه اي عظيم بيانگر آن است كه در آن زمان جمعيت قابل توجه و زيادي در آن منطقه مي زيسته اند كه براي دفاع از خود احداث چنين برجي و بارويي را لازم مي دانسته اند .ابولفرج قدامه بن جعفر (متوفي 377 . ه )معروف به كاتب بغدادي كه در بغداد حساب دخل و خرج خزانة دولت وقت را بر عهده داشت در كتابي تحت عنوان « الخراج» ليست خراجگذاران معتبر حكومت را به رشته تحريردر آورده كه نام راين نيز به عنوان خراجگذاري معتبر با تعيين فاصله در آن كتاب ثبت گرديده است : « از كشك تا راين ده فرسخ و از رائين تا دراجين هشت فرسخ » (ص729).با توجه به مطلب فوق راين در قرن سوم و چهارم هجري چنان رونق داشته است كه عليرغم فاصله چند هزار كيلومتري كه با حكومت مركزي در بغداد داشته - نامش در ليست مالياتي دستگاه زمامدار بوده است . ابو اسحق ابراهيم اصطخري (متوفي 346 )در مسالك و ممالك درباره شهرهاي كرمان چنين مي آورد :« سيرگان - جيرفت - بم - هرمز -روئين اين شهرها را قومي پارس خوانند»(ص139)اصطخري در جاي ديگر از كتابش مي نويسد :« بين سيرگان و بم : شامات و بهار و ... رائين و دارزين واقع است »(ص328)اين حوقل نيز « در صوره الارض » نيمه نگاهي به كرمان و ايالات آن دارد و مي گويد :« كرمان سرزميني است داراي نواحي گرمسير و سردسير ، ... در ميان فارس و جيرفت شهر روئين قرار داردكه به گمان بعضي جزءكرمان نيست وبرخي آن راازكرمان مي دانند... » (سفرنامه ابن حوقل ص 73).ابن حوقل كه در سال 331 هجري به عزم سياحت و تجارت از بغداد بيرون آمده است در زمان سامانيان به كرمان رسيده كه مي توان گفت راين در زمان سامانيان معمور و آباد بوده كه توانسته سهمي در« صوره الارض» ابن حوقل به خود اختصاص دهد .راين در زمان سامانيان گرچه شهر بزرگي نبوده ولي به واسطه موقعيت جغرافيايي مناسب بر سر بزرگراه غرب به شرق و راه لوت و خراسان كه از طريق خبيص و گشيت به گوگ رسيده و از گوگ راه مستقيمي به راين وجود داشته ، قرار گرفته است .اين محل مركز داد و ستد و مبادله كالا شده و در آن پارچه هاي بمي تهيه مي گرديده ، اطراف راين نخلستان فراوان وجود داشته مرمرهاي راين هم مشهوراست و شايد مرمرهاي مكشوفه در آثار ماقبل تاريخ شهداد از معادن راين آمده باشند .« احمد بن محمد مقدسي » سياح عرب در كتاب « احسن التقاسيمن في معرفه الاقاليم » راين قرن چهارم را در زمره شهرهاي مهم بم آورده و مي نگارد :« بم ... در مرز فارس است از شهرهاي مهم آن ، دارجين ، توشتان ، راين ، ... » (ص688).مقدسي راين زمان خود را كه ديده چنين به رشته تحرير در آورده است :« راين كوچك است وجامع در ميان بازار بستانها بسيار دارد ، پارچه هاي بمي بسيار مي بافند و به همان بازار صادر مي كنند. »راين در قرن چهارم بنا به شهادت محقق بيت المقدسي ، دياري آبادان با جمعيتي مسلمان و در خور توجه بوده كه مردمش باغدار و نساج بوده اند و اين قصبه از نظر فعاليتهاي اقتصادي هم در امر كشاورزي و باغداري و هم در زمينه هاي صنايع دستي و پارچه بافي وضعيت خوب و مناسبي داشته كه اين وضع باعث رونق بازار آن زمان راين گرديده بود و از جهتي ديگر كه بر سر تقاطع ارتباطي چند شهر قرار گرفته بود مي توانسته محل و منزلگاه مناسبي براي معاوضه و يا خريد و فروش كالا هاي بين كاروانها م قوافلي كه به راين مي آيند بوده باشد .« پرفسور هانيس گوبه » در مقاله اي تحت عنوان « ارگ بم » درباره قدمت وسابقه تاريخي اين منطقه مي نويسد :« بم در دوران پيش از اسلام پي ريزي شده و رونق آن در قرن دهم ميلادي است ... سه شهر بزرگ اباريك ، رائين و دارزين و توابع آنها ، از شهر بم اداره مي شده است ص365 » راين قرن دهم ميلادي (پنجم هجري ) بنابر نوشته پروفسور گوبه شهري است بزرگ از توابع بم . از آنجايي كه قرن پنجم شاهد شكوفايي اقتصاد در بم بوده است مي توان گفت راين نيز احتمالاً مشمول چنين وضعيتي بوده ، چرا كه مقدسي در سفرنامه اش آورده است كه : « در راين پارچه بسيار مي بافند و به همان بازار صادر مي كنند .» .حال بايد ديد كه پارچه هايي كه از راين به بم صادر مي شوند ، چه وضعيتي در آنجا پيدا مي كرده است مقدسي درباره پارچه هاي بم مي آورد :« لباسهاي بم در مرو دريافت و از آنجا به نقاط ديگر صادر مي گرديده است .» (جغرافياي شهر بم )ابن حوقل در اين زمينه مي گويد :« پارچه هاي بمي درخراسان وعراق و مصر با رغبت خريده مي شدند»با مطالب ابن حوقل و مقدسي درباره بازار پارچه هاي بمي مي توان نتيجه گرفت كه تا قرن ششم هجري صنعت نساجي در اقتصاد شهر بم تأثير بسزايي داشته است و رشد اين صنعت در شهر ، موجب جذب نيروي انساني از اطراف گشته و از اين روي شهرهاي تابعه بم منجله راين نيز تحت الشعاع اين بازار قرار مي گرفته و مردم آن به اين صنعت رو كرده بودند .رواج صنعت و ضرورت مبادله كالا سبب توسعه و گسترش خطوط ارتبا طي ما بين راين و شهرهاي ديگر شده است و روز به روز بر اهميت اين منطقه و مسير كاروانرو افزوده مي شده است .راين در قرن ششم هجري :معتبر ترين منبعي كه مي تواند وضعيت قرن ششم هجري استان كرمان را به ما نشان دهد نوشته ها و كتب افضل الدين ابوحامد كرماني ، افضل كرماني ، راين زمان سلاجقه را چنين ديده است .« راين نام آبادي بين راه بم و كرمان ، كه بسيار خوش آب و هوا است و عرب در باب آن گفته : ما رأي رائيك مثل الرائين - 21 فرسنگ تا كرمان فاصله دارد » مؤلف كتاب سلجوقيان و غز در كرمان راين قرن ششم را از نظر خوش آب و هوايي ستوده است و از آنجا آن را منزلگاه و تفرجگاه مناسبي بين راه بم و كرمان آورده اند . همچنين اين شهر سرحد و ييلاقي بوده است براي مردم بم و مناطق گرمسير كرمان و بم و جيرفت .ابوحامد كرماني در كتاب ديگرش تحت عنوان « عقد العلي للموقف الاعلي » در باره راين مي نويسد :« راين در جنوب ماهان و هفتاد ميلي شمال باختري بم واقع شده است . جاي كوچكي است . مسجد آن در وسط بازاراست و باغستاني بزرگ دارد .در يك سوم راه از راين به بم : اوارك و مهگرد يا امهرجرد واقع است كه به هم متصل است .» از توضيحات افضل كرماني در كتابهايش مشخص مي شود كه تا اواخر قرن ششم سرزمين راين آباد بوده و صاحب صنعت ، اقتصاد و بازرگاني با رونقي فراوان بوده - صنعت نساجي نيز در آن در كمال شهرت بوده است . ولي اقبال و بخت شهر راين از ابتداي قرن هفتم واژگون و توسعه شهر متوقف گشته و عوامل متعدد موجب شد كه شهر رو به نابودي نهد، كه بعضي از اين عوامل هجوم غزان دزد - اتابكان - خوارزمشاهيان و گوركيان و … بوده است .راين در اواخر قرن ششم به بعد ميدان و عرصه ترك تازيهاي اقوام گرديدو از آن شهرآباد و خرم ، چيزي جزء ويراني و نابودي و قحطي نماند و همچنين حملات مغولان در قرن هفتم مزيد بر علت شد و كمبودها و مشقتها را صد چندان كرد .حمد الله مستوفي وضعيت بم و راين و شهرهاي ديگر را درسال 740 هجري چنين گزارش مي دهد :« ديگر خبري از صنعت نساجي آن نمي باشد و در حقيقت ربض و شارستان آن نابود شده بود.»و بعد از آنها تيموريان بر سر خوان اين ولايت نشستند و قحطي خانمانسوزي در اين منطقه حاكم شد و گريبان مردم را گرفت .دكتر باستاني پاريزي به نقل از جوامع التواريخ حسني مي نويسد :« … در سال (596 . ه.ق/1199.م)كه در خدمت ركاب مخدوم امير العرب صدر الامراء … به كرمان رسيدم چند شهر بزرگ ديدم ، چون جيرفت و زرند و راين و سيرجان كه در هر شهري از آن 200 هزارو 100 هزارو 50 هزار آدمي بوده است .»(حماسه كويرص369)در حقيقت بزعم همشهري عزيزمان دكتر باستاني پاريزي ، راين در قرن ششم و قتل از حملات ويران كننده سلاجقه در زمره شهر هاي معروف و بزرگ كرمان بوده است و جمعيتي حد اقل بالغ برپنجاه هزار نفر داشته ، اگر چه اين نظر دور از واقعيت و اغراق آميز جلوه مي كند ، گفتني است آنچه باعث ويراني اين شهر بعد از اين دوره هاي رونق گرديده ، . حملات مكرر لشكريان مهاجم بوده استدرباره حمله و هجوم غز به كرمان و راين ناصرالدين منشي در تاريخ كرمان چنين مي آورد :« ازيشان بر كرمان آن گذشت كه به شرح نگنجد … در سال سوم جيرفت را خشت بر خشت نگذاشتند و از آنجابه سيرجان … از سيرجان به ختاب و راين توجه نمودند و… »و طبيعي است جايي كه لشكر غز از آن عبور كند چه وضعيتي پيدا خواهد كرد … »همچنين راين در قرن ششم ميزبان لشكركشيهاي دو سپاه ملك ارسلان و بهرامشاه شد و لطمات و خسارات جبران ناپذيري كه ناشي از جنگ و امثال اين نبردها بود بر پيكر راين وارد آمد .لشكركشيهاي متوالي از جهت اقتصادي براي كرمان و ساير ولاياتش بسيار خطرناك و ويران كننده بود ، چرا كه سرزميني كه در سال بيش از ده - دوازده سانتيمتر از باران خداوندي نصيب ندارد و براي مردمي كه لوله آب باريكي از 180 متري زيرزمين و بعد از كندن ده فرسنگ قنات بر روي زمين مي آورند ، واقعاً جبران مافات ، گران تمام ميشد . هر لشكركشي با برپاكردن چندين قنات توأم بوده است و علاوه بر آن كارگر و برزگرو صنعتگري كه بايستي روز و شب مشغول كار باشد - شب و روز به بيگاري و كار رايگان جهت ساختن ديوار و برج و بارو مشغول مي شدند و يا در حال كندن خندق بوده اند تا در جنگ سپربلايي براي آنها و خانواده هايشان باشد.« در سال (/569 . ه)بين ملك ارسلان و بهرامشاه در راين جنگ در افتاد » (سلجوقيان و غز ص 116)و تاريخ كرمان نيز اين واقعه را چنين آورده است :« ملك ارسلان از جيرفت و بهرامشاه از طرف بم بعنوان استخلاص به اين ناحيه روي نهادند و در حدود راين بهم بازخوردند… » (تاريخ كرمان ص 116)راين در زمان گوركيان نيز در امواج حوادث و ناملايمات غوطه ور بود و همچنان دستخوش اوضاع آشفته منطقه و استان بود به طوري كه در لشكركشي كه يكي از شاهزادگان گوركاني در آن منطقه نمود تحت الشعاع اين لشكركشي قرار گرفت و ويرانيش افزون گرديد:« سپاه شاهزاده اعظم امير ابا اكبرگوركاني مراعي و مواشي سكنه و ايلات بلوك راين را رانده و بصوب بم روان گرديد . »راين به علت اينكه در سر راه چند شهر قرار گرفته است و منزلگاهي براي مسافرين بوده و تا قرن ششم به همين واسطه از اقتصاد و بازار گرمي برخوردار بوده از اوايل قرن هفتم به بعد كه موج سپاهيان و لشكريان متعددي كه به كرمان و ولايات اطراف هجوم مي آوردند - ميزبان نحيف و ضعيفي بود كه بالاجبار مي بايست منزلگاه و مأواي آنها باشد و آنها را تقويت و تغذيه نمايد در لشكركشي و حمله اشرف افغان بي نصيب نماند و طعمه حريق ارغان قرار گرفت .« محمود پس از استقلال از راه سيستان با شش هزار سوار ارغان به عزم تسخير كرمان به نرماشير كه اول خاك آن مملكت است وارد شد … خلاصه محمود از راه تهرود و راين به ظاهر كرمان وارد شد (به سال 1721.م/1133.ه»(ص644 همان منبع)در عصر زنديه راين منزلگاهي نيز بوده است براي لطفعليخان.« لطفعليخان … با جمعي از سپاهيان از تهرود و راين به قريه جوپار بيامد » و لطفعليخان در زماني كه دستگير ودربند مي شود از همين راه به خدمت آقامحمد خان برده مي شود .« چون خبرگرفتاري و آوردن لطفعليخان معروض رأي جهان آرا گرديد ، محمد عليخان مأمور آوردن او شد ، در قصبه راين به او رسيد و … اورا به اردوي كيوان شكوه آوردند … »دكتر باستاني پاريزي نيز درباب اين واقعه چنين مي گويد :« لطفعليخان ، امير علم خان را وداع گفت ، از راه لوت زنگي احمد به بم آمد و … از راه تهرود و راين به قريه جوپار بيامد … » (هشت الهفت ص 85).سفرنامه ديگري كه از راين ياد كرده است سفرنامه كرمان و بلوچستان « فيروز ميرزا فرمانفرما » ست وي در سال 1251 ه.ق از طرف محمد شاه به حكومت كرمان منصوب گرديد و مدت دو سال و چند ماه در كرمان زمام حكومت را بدست گرفت . وي در سفري كه به بلوچستان داشت از راين نيز گذري نمود و درباره آن در خاطراتش مي نويسد :«… اين بلوك بسيار با صفا و خوش آب و هواي است كه چهار فصلش به قاعده مي باشد . در ميان عوام آنجا مشهور است كه سي سال در آنجا مرگ و مير نشده .اصل قريه به راين سيصد خانوار مي شود . بناهاي عمارات در سرتپه بلندي واقع شده ، باغات و محل زراعات در جلگه است … باغات آن بسيار زياد و اشجارش زياد است . اغلب ميوه جات آنها انگور است و ساير ميوه جات از قبيل به و انار و سيب و زردآلو و گوجه فراوان است . زراعت منحصر به غله مي باشد .ولي بواسطه خشكسالي و كثرت باد همه را گرد و خاك گرفته بود كه به هيچ وجه صفا و طراوتي باقي نگذاشته بود … زراعت خالصه و غيره از كمي آب عمل نيامده بود … چون محل تقاطع چندين راه است از قديم داراي موقعيت مهمي بوده است … » (سفرنامه كرمان و بلوچستان ص 4).سلطان عبد الحميد ميرزا ناصر الدوله معروف به فرمانفرماي دوم والي كرمان و بلوچستان در سالهاي 1309-1299 هجري در سفرنامه بلوچستان در باره راين مي آورد :« يكي از سه بخش شهرستان بم است كه فاصله اي حدود 75 كيلومتر با بم دارد و شمال غربي بم واقع شده است .هواي آنجا سرد است . مردم به شغل آهنگري دارند و قيچي و قندشكن و چاقو مي سازند . محصولات از قبيل غلات و ميوه حاصل كشاورزي آنجاست . لبنيات هم دارد . پنبه كاري و زراعت شغل برخي از مردم آنجاست .»در قرن سيزدهم راين به نعمت و بركت امنيتي كه در منطقه حاكم شده بود تقريباً وضعيت گذشته خود را كم كم بدست آورد . مردم از جنگ و ستيز و ميزباني سپاهيان مختلف خلاصي يافته بودند و به شغل و فعاليتهاي صنعتي نياكان خود روي آورده بودند و بيشتر آنها به آهنگري پرداختندو كمتر عده اي به كشاورزي ، زيرا كه خاك راين آنچنان مساعد براي كشاورزي نمي باشددر جاي ديگر از سفر نامه بلوچستان (از ماهان تا چابهار )مي خوانيم : « … راين يكي از بلوكات كرمان است . سكنه اش قريب ششصد خانوار مي باشد . در دامنه كوه معروف به كوه هزار واقع است . خانه هاي اين قصبه در بالاي تپه واقع و پست و بلند است و باغات آن در جلگه است ، بطوريكه خانه ها مشرف بر باغات و زراعت است . هوايش بسيار خوب و چهار فصلش به قاعده است . آبي كه اغلب خانه هاي راين را مشروب مي سازد آب « زه رود » است كه گوارا است قناتي چند دارد كه خير آباد و فخرآباد و گودال است … در خارج راين نزديك به آبادي ، ميرزا حسين خان جد سادات راين است كه قله اي ساخته كه الحال مخروبه است .تكيه و مسجد است و حمام متعدد دارد - اطرافش مزارع زياد دارد . اغلب آبهايش قناتي است مگر بعضي از مزارع كه در كوه هزار واقع است . محصول آنجا غله و كرچك و ماش و لوبيا است … »كليه اراضي آنجا كم محصول است . در شور زار كه هر قدر زحمت بكشند تخمي زيادتر از پنج تخم عمل نخواهد آمد . در طرف جنوبش تا سه فرسخ به هيچ وجه اراضي كه قابل كشت زراعت باشد ندارد … كوه هزار كوهي است كه آبهاي مزارع راين چه قناتي چه چشمه از آن كوه است و بسيار كوه بابركت و پر گياهي است … در تابستان مرتع بسيار خوبي است … » .(از ماهان تا چابهار ص 101 ).احمد علي خان وزيري در كتاب جغرافياي مملكت كرمان در ذكر بلوكات جنوبي گواشير مي آورد :« راين ، جنوب مايل به شرق گواشير است ، باغستاني فسيح ، مرغزاري نزه و بديع است . آبش با سلسبيل برادر ، هوايش با فردوس برادر … همه قراء و نواحي اين بلوك ييلاق است جزء تهرود كه هوايش به گرمي مايل است .اين بلوك زمين بايروبي زراعت بسيار دارد . با اينكه چند رودخانه از كوه هزار كه متعلق به همين بلوك است در اراضي آن جاري است و قنوات بسيار دارد امّا مزارع و دهات آن از بم دور است . مگر قريه تهرود كه مزارع متصله دارد . خود راين كه ام القراي اين بلوك است معمور و آبادان است مبني بر مساجد و حمامات و باغستاني طويل و عريض . انگور وافر و ممتاز دارد و ساير فواكه نيز نيكو عمل مي آيد … نمك زار اين بلوك وسيع است . كوهي رفيع در آنجا است موسوم به كوه هزار چشمه سار زياد دارد كه در حوالي آنجا زراعت مي شود ، درختان جنگلي آن كوه بيشتر بنه و بادام و ارچن است …ايلات اين بلوك :مقبلي 100 خانوارمي باشند و سياه چادر دارند - روغن و كشك آنها خوب است- نوشادي و هابيل سياه چادرند و رعيتي آنها جزء اين بلوك است ، 70 خانوار است حشم آقا رضا متعلق به اين بلوك است و تقريباً 15 خانوار مي شدند … »سياح و جهانگرد خارجي ديگري كه از راين ديدن كرده و تقريباً اوضاع و احوال كنوني راين را مي سازند ژنرال سرپرسي سايكس مي باشد .سايكس در كتاب ده هزار ميل در ايران در باره راين مي نويسد :( ص 246)«… روز بعد بقصبه راين كه باغات زيادي دارد وارد شديم راين در جلگه مسطحي واقع شده است … زنهاي اين ناحيه مثل زنهاي كرمان چادر سفيد برسر دارند در صورتيكه در يزد چادر سفيد اختصاص به زنهاي يهودي دارد . سكنه راين به 5000 نفر بالغ مي شود و در نقطه اي واقع شده كه محل تقاطع چندين جاده مختلف است و از سالهاي به اين طرف موقعيت مهمي را حايز و در قرن دوازدهم ميلادي ميدان جنگ ملك ارسلان و برادرش بهرامشاه سلجوقي بوده است … »راين امروزه از بخشهاي مهم شهرستان كرمان است و داراي آب و هواي معتدل و سرد است و در فاصله 108 كيلومتري جنوب كرمان قرار دارد . از محصولات كشاورزي اين منطقه مي توان حبوبات - سيب زميني و ميوه جات را نام برد . صنايع مهم بخش راين عبارت است از : چاقو سازي - درودگري و قاليبافي (بامن به كرمان بيايد ص75)منابع و مأخذ :ابن حوقل - ابوالقاسم محمد - سفرنامه ابن حوقل(ايران در صوره الا رض)ترجمه و تصحيح : دكتر جعفر شعار - تهران 1366 - چاپ دوم - مؤسسه انتشارات امير كبير. ابوحامد كرماني -افضل الدين - سلجوقيان و غز در كرمان - تصحيح و تحشيه باستاني پاريزي تهران 1373 - چاپ اول - انتشارات كوروش .ابوحامد كرماني - افضل الدين - عقدالعلي للموقت الاعلي - تصحيح علي محمد عامري نائيني كرمان - 1356 -چاپ دوم - انتشارات دانشگاه تهران .اصطخري - ابواسحق ابراهيم مسالك و ممالك - باهتمام : ايرج افشار تهران 1368 - چاپ سوم - شركت انتشارات علمي و فرهنگي .باستاني پاريزي - محمد ابراهيم - حماسه كوير - تهران 1371 - چاپ سوم - انتشارات خرم.باستاني پاريزي - محمد ابراهيم - هشت الهفت - تهران 1370 - چاپ سوم - انتشارات ارغوان .خير انديش - اسد الله - با من به كرمان بياييد - مقدمه : دكتر باستاني پاريزي - تهران 1368 - جاپ اول - انتشارات وحيد.دريا گشت - محمد رسول - كرمان در قلمرو و تحقيقات ايران - كرمان - چاپ اول انتشارات مركز كرمان شناسي .دريا گشت - محمد رسول - از ماهان تا چابهار (سفرنامه بلوچستان )مقدمه : دكتر باستاني پاريزي - كرمان بهار 1370 - چاپ اول - انتشارات مركز كرمان شناسي.دهخدا - علي اكبر - لغتنامه دهخدا (جلد 25)-به كوشش دكتر محمد معين - تهران مهر 1342 انتشارات دانشگاه تهران.سايكس - سرپرسي - سفرنامه (ده هزار در ايران )- مترجم : حسين سعادت نوري تهران 1363 - چاپ اول - انتشارات لوحه .فيروز ميرزا - فرمانفر - سفرنامه سيستان و بلوچستان - بكوشش منصوره اتحاديه (نظام مافي )تهران 1360 - انتشارات بابك.قدامه بن جعفر - كتاب الخرج - مترجم : دكتر حسين قره چانلو .وزيري - احمد عليخاني - تاريخ كرمان - تصحيح و تحشيه باستاني پاريزي - تهران 1370 - چاپ چهارم - انتشارات علمي .وزيري - احمد عليخاني - جغرافياي مملكت كرمان - بكوشش باستاني پاريزي - تهران 1354 - چاپ دوم - انتشارات ابن سينا .مقدس - عبد الله محمد بن احمد - احسن التقاسيمن في معرفه الاقاليم - مترجم : علي نقي منزوي - تهران اسفند 1361 - جلد اول و دوم - شركت مؤلفان و مترجمان ايران .محلاتي - محمد مهدي - جغرافياي شهر بم - جلد اول - بهار 1367 - تهران - چاپ اول - چاپ طلوع آزادي .روزنامه حديث كرمان - شماره 301 - دوشنبه 19 تير 1374. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 16:5 توسط محمد خيام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
*************
موسسه حامیان توسعه فرهنگی راین 09138409029 محمد خیام ************* |
| پیوندهای روزانه |
|
شهر راین آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
| پیوندها |
|
سایت راین(كليك نماييد) |
|
RSS
|